آنا صحيفه    تورکجه آرشيو     يوردنت حاقينده     لينکلر

                                                    صفحه اصلي     آرشيو فارسي     در باره ما     لينکها


 

افشاي جريانات پشت پرده سپاه پيشتاز در تشکيل استان مرزي خوي

 

 

اواخر ارديبهشت امسال کمي قبل از تظاهرات خياباني مردم در شهرهاي آذربايجان  خبرهايي مبني بر سفر قريب الوقوع احمدي نژاد به استان آذربايجان غربي در محافل مطرح بود. من که امسال در دانشگاه تبريز مشغول تحصيل در مقطع دکترا در يکي از رشته ها هستم، ( از اين که نمي توانم دقيقا رشته ودانشگاهم را بگويم از برادران سپاهي و اطلاعاتي عذر مي خواهم تا آنجا که مي دانم حتي درديني که برادران به آن مشرف هستند، حفظ جان جزو واجبات است.)  به همراه هم اتاقي هاي مياندوابي و مراغه اي  خبرهاي آنرا پي گيري مي کردم. در همين روزها بود که دوست مياندوابي خبر جالبي از شهر  خود برايمان آورد. اين خبر آمادگي مردم  مياندواب با شعار « احمديني ساغ اولسون  ميانداب استان اولسون» بود. اين خبرهر چند که برايم جالب بود اما تکرار قضايي است که نمايندگان مجلس و شوراي شهر معمولا در شهر خوي ( يادم رفت بگويم خويي هستم)  براي خود شيريني در آستانه ي انتخابات  در بوق و کرنا مي کنند وبعد از انتخابات فراموششان مي شود. در اين تبليغات مرکز استان نماد اهريمن معرفي مي گردد که بودجه هاي چند ميلياردي حق شهرستان ها را بالا  مي کشد و دوستان عزيز کانديدا قول مي دهند که با استان کردن شهرشان سنگاپور يا هنگ کنگ ديگري بيافرينند.  همين روايت را دوست مراغه ي نيز بارها برايمان از استان شدن مراغه و دغل بازي هاي مهرعليزاده ها و...  تعريف کرده بود.  تظاهرات مردم در شهرهاي آذربايجان باعث گرديد احمدي نژاد به جاي سفر به استان آذربايجان غربي از تبريز سر در بياورد. به يمن حضور رييس جمهور ما  خبرهايي از استان هاي در شرف تاسيس در شهرهاي ديگر استان همانند  اهر وحتي مرند شنيديم. خبرهاي موثق از اهر از حمايت نيروهاي نظامي و بسيجي از طرح استان شدن اهر خبر مي داد و خبرهاي مراغه نيز مويد آن بود هرچند که به خاطر مشغله هاي درسي اين خبر و خبر مرند را پيگيري نکرديم.

هم اکنون چند هفته اي از اين قضايا مي گذرد و خبر سفر قريب الوقوع احمدي نژاد جزو اخبار مهم استان آذربايجان غربي است. اما اين بار بنظر مي رسد قضيه ي استان شدن شهر خوي و شهرهاي مدعي مهاباد ومياندواب به صورت بسيار متفاوتي در حال پيگيري است. بنابراين وظيفه ي خود ميدانم تا خبرهايي که مستقيما يا از طريق دوستان نزديک به اين محافل بدست آورده ام را خدمت مردم اين شهرها عرض نمايم هرچند که افشاي اين توطئه نيازمند همراهي همه ي دوستان مي باشد.

همانطور که قبلا نيز عنوان کردم قضيه ي استان شدن خوي به سالها پيش بر مي گردد. قبلا حاميان اين طرح را سه گروه تشکيل مي دادند.

گروه اول: عباتنداز نمايندگان وکانديداهاي مجلس وشوراي شهر. از پيش قدمان آن مي توان به کامل عابدين زاده    نماينده ي سالهاي پيش شهر که سعي مي کرد با جنجال براي خود راي جمع کند را نام برد. اما مهمترين فردي که در شوراي شهر سعي در جنجالي کردن آن در آستانه ي انتخابات شوراهاي شهر را دارد، زمين خوار مشهور شهر آقاي رنجبر مي باشد.ايشان عضو علي البدل شوراي شهربودند که به هر دغل بازي که بود و به صورت بسيار مشکوک خود را به جمع شوراي اصلي رساند. ايشان صاحب امتياز هفته نامه ي خوي هستند که کاري جزچاپ سخنان وزين امام جمعه شهر ندارد. اين فرد که در انتخابات علاوه بر مورد فوق گارد روشنفکري نيز مي گيرد در قضاياي زمين خواري هاي مختلف که عالم وآدم از آن مطلع هستند متهم بوده و به کمک خداوند متعال بارها از آن تبرئه شده است .(هر چند کسي او را تاکنون محاکمه نکرده است) البته الطاف خداوند تنها به اين جا ختم نمي شود وايشان به خاطر همين الطاف سالها از دفتر يکي از ادرات دولتي بصورت رايگان استفاده نموده اند و حتي وقتي اين افتضاح تيتر نشريات محلي شد هرگز محاکمه يا بازخواست نشده اند.

گروه دوم: مربوط به چند تن ازافراد علاقمند به وضع شهر مي شود که سعي آنها صادقانه براي پيشرفت شهر مي باشد وچون خود فاقد نفوذ وقدرت در شهر واستان هستند دست به دامان گروه اول مي شوند وهميشه ابزار دست  اين گروه مي گردند. از فعال ترين آنها چهراقي دبير سابق آموزش وپرورش و از همکاران هفته نامه ي خوي مي باشد.  افراد ديگري نيزجزو اين مجموعه هستند که به زودي آنها را معرفي خواهيم کرد.

گروه سوم را نيز مردم عادي تشکيل مي دهند که عده اي به شيادان مطرح کننده آشنايي دارند و آنرا جدي نمي گيرند وعده ي ديگر نيز با باور اين سخنان تا حدودي نسبت به اروميه  بدبين شده اند.

دو گروه اول با پخش گسترده ي اعلاميه وشعار وجمع آوري امضاء در تدارک استقبال از رييس جمهور هستند. در يکي از اين اعلاميه ها نوشته شده است :"  مردم خوي براي گرفتن حق خود از اروميه متحد شويم".  در اعلاميه ي ديگر شعارها يي تنظيم شده و از مردم خواسته شده است تاهمگي اين شعارها را مطرح کنند. از شعارها ميتوان به " انرژي هسته اي حق مسلم ماست    استان مرزي خوي در خواست مردم ماست" ويا " احمدي نژاد ساغ اولسون    خوي گرک استان اولسون"  ... اشاره کرد.

گروه چهارم : گفتيم که سه گروه ياد شده همواره در اين قضايا بوده اند و کاري از پيش نبرده اند اما تفاوت اين دوره از جنجال به خاطر ورود علني گروه چهارم به اين ماجراست و آن چيزي جز فعاليت بسيار علني سپاه، بسيج، و چند تن از روحانيون و اعضاي شوراي نگهبان سابق شهر نمي باشد. اولين زمزمه هاي ورود اين گروه را سال قبل بعد از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات شنيدم. يکي از نزديکان و طرفداران دو آتشه ي احمدي نژاد آخوندي جوان با نام شيخ شهرام مي باشد که درمسجد شيخ وحجتيه عنوان کرده بود ؛ به خاطرنزديکي به احمدي نژاد و در ازاي تبليغ او قول استان شدن خوي را از او گرفته است. ده روز پيش نيز در مراسم بزرگداشت يکي از شهداي شهر خوي و به هنگام سخنراني استان دار سپاهي در مسجد مطلب خان يکي از بسيجيان دو آتشه و دوستان محفلي شيخ مزبور به يک باره از وسط جمعيت فرياد زد :" براي استان شدن خوي صلوات"  که اکثر مردم حاظر در آنجا از ورژن جديد صلوات بسي متعجب شدند و البته صلوات بسيار کوبنده ي دوستان محفلي باعث تعجب وانبساط خاطربيشتر حضار شد.  چند روز قبل نيز شنيدم که در جلسه ي توجيهي در پايگاههاي خوي  يکي از دوستان حاضر که به حذف نام آذربايجان از شهر خوي در اين طرح اعتراض کرده بود توسط برادران چنان گوشمالي شده که حذف نام آذربايجان را جزو واجبات ملي وديني خود قرار داده وحتي در تقرب به خداوند عامل موثر ميدانند. گام موثر بعدي جمع آوري امضاء ازمردم ومساجد وتهيه ي تومار درخواست استان شدن خوي از جانب شيخ شهرام وانصارشان ميباشد. در آخرين اقدام وي اين تومار را براي تحويل به دفترآيت الله خامنه اي به تهران برده است. اين تومار در ديدار بسيجيان با خامنه اي در روز ولادت امام علي در تاريخ 17/5/85 به وي داده خواهد شد.

آنچه که در بالا آمد به همين ترتيب در شهرهاي ديگر آذربايجان با پيشگامي  برادران عضو نهاد هاي سياه حکومتي در حال پيگيري است. اما حمايت از طرح تاسيس اين استان ها چرا اينچنين مورد حمايت عوامل حکومتي قرار گرفته است؟ آنچه که نويسنده از اين قضايا برداشت مي کند در ادامه خواهد آمد اما تحليل هاي دقيق تر به اطلاعات بيشتر از شهرهاي ديگر آذربايجان  بستگي دارد.

آنچه مسلم است طرح اين درخواست ها به خاطرغير عملي بودن در اکثر موارد به نتيجه اي نخواهد رسيد اما تاثير بسيار بدي در استان خواهد گذاشت. به نظر مي رسد پس از قيام مردم آذربايجان حاکميت بسيار هراسان گرديده و با اينکار در صدد منحرف کردن اذهان مردم از ناعدالتي هايي است که عامل آنها را حاکميت و مرکزنشينان ميدانند. بنا بر تحقيقات و آمار خود دولت استان آذربايجان غربي جزو پنج استان عقب مانده ي کشور است( دوستان عزيز مي توانند به سخنان نماينده راستي اروميه در سال قبل که در نشريه ي نويد آذربايجان به چاپ رسيده است وهمچنين پايان نامه هاي سعيد شريفي و احمد مبارکي در دانشگاههاي اصفهان وتهران مراجعه کنند) اما آنها اين عقب ماندگي را به تخصيص نادرست بودجه از طرف اروميه تقليل ميدهند.

 براي مثال هم اينکه در اعلاميه هاي پخش شده در خوي چنين عنوان مي شود که " مردم خوي براي گرفتن حق خود از اروميه متحد شويم" علنا دشمني بين شهر هاي آذربايجان ترويج مي گردد. از طرف ديگر فرض کنيد استان خوي تشکيل شود کدام شهرها جزو استان خوي خواهند شد. آيا مردم ماکو حاضر به قبول استان خوي خواهند شد ؟ آيا اين موجب تشديد کينه ها در منطقه نخواهد گرديد؟ از شهرهاي ديگر که سخن از قرار گرفتن آن در ترکيب استان مرزي خوي به ميان آمده شهر مرند از استان آذربايجان شرقي است که خود جديدا مدعي استان شدن شده است؟ کينه شهرهاي همسايه تنها دستاورد ما و از دست دادن فرصت تاريخي حاضر آذربايجان بهترين دستاورد استعمارگران تهران نشين خواهد بود. حال اين فرض را براي شهر مدعي ميانداب در نظر بگيريد. چون مهاباد خود مدعي و داراي جمعيت کرد مي باشد مردم حاضر به هم استاني با آنها در استان خيالي جديد مياندواب نخواهند بود، بنابراين ادعاي شهر مدعي مراغه را دارند در حالي که مراغه خود مدعي ميانداب خواهد بود... ودر آخر به سرنوشت عروس شهرهاي آذربايجان شهر اورميه فکر کنيم.

حتي اگر ايجاد استان ها عملي گردد باز حکومت مرکزي دست آورد ديگري در محو نام آذربايجان ويکپارچگي آن به دست آورده و اينبار ديگر هيچ هراسي از آذربايجان نداشته وبا خيال راحت مي تواند سياست تبعيض اقتصادي و آسميلاسيون قومي خود را دنبال نمايد. بايد به هوش بود.