|
July 09-2008 صفحه اصلي آرشيو فارسي در باره ما لينکها |
|
جمهوري اسلامي،
كارتهاي عروسي تركي و رژيم زباني جنبش
هاراي هاراي من تركم مهران بهاري- ٢٠٠٨ سؤزوموز بن بست فارسي و بن بست شكني تركي جامعه ايران همچنان در وضعيتي
سوررئاليستي، و سردمداران و قوميتگرايان
فارس حاكم بر دولت در وضعيتي شيزوفرنيك به
سر مي برند. در ايران وجود و هويت خلق ترك
كه اكثريت جمعيت كشور را تشكيل مي دهد به
طور رسمي انكار ميشود و اين توده دهها
ميليوني محروم از داشتن حتي يك مهد كودك و
كودكستان ترك، هنوز در حسرت آزادي زبان
ملي اش تركي به سر مي برد. سردمداران و
قوميتگرايان فارس حاكم بر دولت كه در تلاش
حقنه كردن زبان و فرهنگ و هويت فارسي به
تركان و ديگر ملل ساكن اين كشوراند، در
پريشان انديشي اي حيرت انگيز و گسستگي اي
عميق از واقعيتهاي جهان خارج، طبيعي و
قابل ادامه بودن اين وضعيت سفيلانه و
بالاتر از آن رضاي تركان ايران در مقابل
آنرا مي پندارند. اين توهمي بيش نيست. اگر حقيقتا امر بر دولت ايران و
قوميتگرايان فارس مشتبه شده و آنها باور
كرده اند ملتي را كه دهها امپراتوري تاسيس
كرده و صدها سال بر بخش اعظم خاورميانه و
فققاز حاكم بوده است، مي توان تا ابد فريفت
و با وي معامله اسير نمود، سخت در اشتباهند.
خلق ترك و نخبگان آن، دير يا زود اين بن بست
فارسي را نيز در هم خواهد شكست و سرنوشت
خود را خود رقم خواهد زد. بن بست شكني و
تاريخ سازي، خصلت ملي تركان و آزربايجان
است. شكل گرفتن تاريخ مشترك در ميان
تركان آزربايجاني در نتيجه جنبشهاي
ناآگاهانه و غيرهدفمند در تاريخنگاري ترك، جنگهاي ايران و روس در
اوائل قرن نوزده و عقد قراردادهاي
توركمانچاي و گلستان، به عنوان آغاز عصر
مدرنتيه در آزربايجان پذيرفته مي شود. پس
از آن خلق ترك تا امروز موجد خيزشهاي مردمي
و سياسي بسيار بوده است. عصيان بابي سالهاي
١٨٥٢- ١٨٥١ زنجان آزربايجان؛ مجموعه
شورشها و تلاطمهاي موسوم به انقلاب
مشروطيت در آزربايجان؛ قتل و كشتارهاي
جيلوولوق، قاچاقلار و سيميتقو در غرب
آزربايجان به سالهاي جنگ جهاني اول توسط
نيروهاي آسوري، ارمني و كرد؛ عصيان ايلات
ترك در جنوب ايران به رهبري صولت الدولهه
قشقائي در همين سالها؛ قيام كلنل پسيان در
خراسان؛ حركت آزاديستان در آزربايجان به
رهبري خياباني و متعاقب آن قيام لاهوتي در
تبريز؛ جنبش ٢١ آزر به رهبري پيشه وري و
تاسيس حكومت ملي آزربايجان؛ انقلاب بهمن
١٣٥٧ و خيزش خلق مسلمان؛ و آخرينشان قيام
هاراي هاراي من توركم در خرداد ٨٥ از
مهمترين اين خيزشهاي مردمي و سياسي است. بي شك همه اين حوادث تاريخي مختص به خلق
ترك و شمال غرب ايران و يا آزربايجان،
خواسته ويا ناخواسته به فرم گرفتن گام به
گام تاريخ مشترك، نوعي هويت جمعي ملي،
مفهوم وطن و ادراك تاريخي ويژه اين خلق و
منطقه – در اينجا هويت ملي تركي و وطن
آزربايجاني- كه جدا از بقيه ايران و بويژه
قوم فارس مي باشد كمك نموده است. با اينهمه
نمي توان اين رويدادهاي تاريخي را به معني
مدرن – به جز دو استثناء حكومت ملي آزربايجان و جنبش معاصر هاراي
هاراي من توركم- حركت آگاهانه و هدفمند شكل
گرفته بر اساس هويت ملي ملت ترك و مفهوم
وطن آزربايجاني پذيرفت. اين جنبشها
رفلكسهاي اجتماعي در پاسخ به فشارها و
وضعيت و تغييرات حادثه محلي، منطقه اي و
جهاني در چهار چوب اسلاميت و ايرانيت و ....
غيره بوده اند. اما علي رغم اين واقعيت،
آنها به طور طبيعي اما ناآگاهانه و
غيرهدفمند به شكل گرفتن تاريخ مشترك در
ميان تركان آزربايجاني خدمت نموده اند.
تنها استثناء موجود در ميان جنبشهاي گذشته، حكومت ملي
آزربايجان است كه از همه جهت يك حركت
آگاهانه و هدفمند ملي شكل گرفته بر اساس
هويت و منافع ملي خلق ترك و وطن آزربايجاني
بود. دو استثناء در تاريخ معاصر خلق
ترك: حكومت ملي آزربايجان و جنبش معاصر
هاراي هاراي من توركم مي توان به طور مفصل در باره خصوصياتي كه
حركت ٢١ آزر و حكومت ملي آزربايجان را از
حركات پيش و پس از خود در آزربايجان جدا مي
كند و دلايل ملي بودن مضمون و جهت گيري آن،
قلم فرسائي كرد. اما به نظر من توجه صرف به
يك خصوصيت، يعني نقش ملت سازي زبان تركي و
رژيم زباني در اين حركت و يا هر حركت ديگر
در آزربايجان و ملت ترك، براي مشخص كردن
وجود و يا عدم وجود جهت گيري و مضمون ملي آن
كافي است. در حاليكه در حركت مشروطيت سران
انجمن تبريز زبان فارسي را زبان رسمي خود
اعلام مي كردند و روزنامه ها و شبنامه ها و
كتابهاي رهبران ترك و آزربايجاني حركت
مشروطه در داخل و خارج ايران به فارسي
منتشر مي شد؛ در حاليكه در حركت آزاديستان
سران اين حركت در نشستي به فارسي نويسي
داوطلبانه و ترك تركي نويسي راي مي دادند؛
و در حاليكه رهبر معنوي حركت خلق مسلمان
آيه الله شريعتمداري در پاسخ پرسشگري ادعا
مي نمود كه (دستور) زباني بنام تركي وجود
ندارد؛ اين رهبران حكومت ملي آزربايجان و
در راس آنها شخص پيشه وري بود كه در اقدامي
تاريخي زبان تركي را زبان
رسمي و ملي وطن آزربايجاني اعلام مي نمود و
از روزنامه ها و كتب درسي و اسكناسها و
بخشنامه ها گرفته تا آگهيهاي تجاري و
اعلاميه هاي ترحيم و ....
همه را به تركي چاپ و نشر مي كرد. وجود همين شعور ملي و رژيم زباني تركي
آگاهانه و هدفمند است كه حركت ٢١ آزر و
حكومت ملي آزربايجان را علي رغم شكست
ظاهري اش، از همان آغاز حركتي غالب و پيروز
و در جهت منافع ملي خلق ترك ميساخت؛ و عدم
وجود همين شعور ملي و رژيم زباني تركي
آگاهانه و هدفمند است كه جنبش مشروطه و
ديگر جنبشهاي آزربايجاني ايران مركز را
علي رغم پيروزي ظاهري اش، از همان آغاز
حركتي شكست خورده و در جهت منافع ملي قوم
فارس ميساخت. رژيم زباني جنبش هاراي هاراي من
تركم و اما حركت معاصر هاراي هاراي من تركم در
ايران، به جهت مضمون ملي و وطني خويش حتي
از حركت حكومت ملي آزربايجان نيز بسيار
جلوتر است. زيرا در حركت ٢١ آزر، شعور ملي
ترك و رژيم زباني به همه حال از بالا به
پائين از سوي رهبران و روشنفكران منسوب به
حركت و دولت آزربايجان شوروي در حال گسترش
به پائين و به ميان توده هاي مردم بود و در
نتيجه اين ديناميزم خاص و به اعتباري
معكوس، با مقاومتهائي از سوي مردم نيز
مواجه مي گرديد (در نوشته هاي بازمانده از
آن دوران ذكر مي شود كه گروهي از مردم
تبريز در اثر شكل نگرفتن هويت ملي تركي در
آن مقطع تاريخي، نسبت به چاپ اعلاميه هاي
ترحيم خود به تركي واكنشي سرد از خود نشان
داده اند). دقيقا به همين دليل است كه پس از
قطع و سركوب ايندو محركه، حركت با شتابي
غيرقابل تصور منهدم شد و در روند ملت
شوندگي توده هاي ترك در ايران وقفه اي نيم
قرني بوجود آمد. اما در جنبش هاراي هاراي
من توركم، و با وجود نبود محركه نخبگان و
حمايت آشكار و پوشيده هيچ دولتي، نطفه
بسته شده شعور ملي ترك و رژيم زباني تركي
از پائين به بالا، به صورتي قانونمند و از
ميان توده هاي مردم به سوي روشنفكران و
نخبگان در حال رشد و گسترش است. و اين دقيقا
همان عاملي است كه به اين حركت خاصيت شكست
ناپذيري داده و غالبيت قطعي آنرا تضمين مي
كند. امروز زبان تركي تبديل به عنصر مركزي در
تعريف هويت خلق ترك در ايران، در روند ملت
شوندگي تركزبانان ساكن در آن و در سير عطا
نمودن مفهوم وطن به آزربايجان شده است. به
عبارت ديگر تركي نويسي رمز كليد استقلال
معنوي و ملي خلق ترك و آزربايجان است.
اصرار بر تركي نويسي، همچنين محوري ترين
مولفه مقاومت منفي و نافرماني مدني در
مقابل سياست هاي آپارتايد ملي و فارسسازي
دولت ايران و افشاء كننده دشمنان دوست نماي خلق ترك و
آزربايجان مي باشد. افزون بر آن توده ترك
اينبار و بر خلاف گذشته، بر اين نقشها و
كاركردهاي زبان تركي، كاملا واقف و آگاه
است. اين وقوف و آگاهي است كه علامت فارقه
بين حركت هاراي هاراي من توركم با همه
حركتهاي پيشين خلق ترك و آزربايجان در
ايران ميباشد. جمهوري اسلامي و مراسم عروسي
تركان همانگونه كه اعلاميه هاي ترحيم و سنگ
قبرها و مسائل حول و حوش آنها به صورت
جولانگاه مقامات و نهادهاي فارسگراي
جمهوري اسلامي براي تضييق حقوق ملي و
زباني تركان در آمده است، عين همين مساله
در مورد ازدواج و مراسم عروسي نيز رخ داده
است. تضييقات نهادهاي جمهوري اسلامي از
جمله واحد نظارت بر اماکن عمومي و نيروي انتظامي در ارتباط با مراسم عروسي تركان در پنج
محور زير متمركز شده است: 1.
جلوگيري از كاربرد كارتهاي عروسي
تركي، مجبور كردن تركان به چاپ کارتهاي
عروسي به زبان فارسي 2.
سنگ اندازي در دادن اجازه و مجوز به
گروههاي موسيقي تركي و آزربايجاني براي
شركت در مراسم عروسي و جشنها، ايجاد
محدوديت بر آنها 3.
جلوگيري از نواخته شدن سرودها و
مارشهاي ملي آزربايجان در مراسم عمومي از
جمله از طريق فشار بر تالارهاي عروسي 4.
ايجاد محدوديت براي گروههاي اجرا
كننده رقص تركي و آزربايجاني و اجرا هنر و
خدمت آنها 5.
جلوگيري از پوشيدن لباس ملي تركي و
آزربايجاني توسط هنرمندان و مدعوين در
مراسم عروسي و جشنها، 6.
جداسازي مردان و زنان در مراسم
عروسي و .... نا گفته پيداست كه همه اين تدابير با هويت
ملي تركي در تضاد بوده و تجاوز به حقوق ملي
آنها محسوب مي شود، و از همين روست كه مي
بايست مطلقا در مقابل اينگونه تضييقات و
محدوديتها مقاومت نمود و هيچگونه مشروعيت
و اعتباري براي آنها قائل نشد. كارتهاي دعوت عروسي به زبان
تركي توركجه دويون-توي چاغريليقلاري Türkcǝ
Düyün-Toy Çağrılıqları به موازات هر اقدامي كه دولت ايران براي
گسترش زبان فارسي از بالا و به طور رسمي در
سرزمينهاي ترك نشين ايران انجام مي دهد، و
در مقابل هر سنگري كه زبان فارسي موقتا و
به حمايت و جبر دولتي بدست مي آورد؛ خلق
ترك نيز با طمانينه زبان فارسي را يك به يك
از سنگرهاي غضب كرده اش و اينبار براي
هميشه بيرون مي راند. اكنون حضور زبان تركي
را در هر عرصه اجتماعي و انساني كه سابقا
در انحصار زبان فارسي بود مي توان ديد.
نامگذاري اشخاص و اماكن، آگهيهاي تجاري،
نامه نگاريهاي شخصي، اعلاميه هاي ترحيم و
سنگ قبرها و كارت دعوتهاي عروسي تنها
مختصري از اين ليست طويل است. گذر به تركي
نويسي عموما و تركي نويسي در عرصه هاي
اجتماعي و انساني و شخصي خصوصا به معني
دقيق كلمه انقلابي فرهنگي است كه خلق ترك و
آزربايجان در حال تجربه كردن آن است. آري،
انقلاب مشروطه آزربايجان شكست خورد زيرا
كارتهاي عروسي و سنگ قبرها را به تركي نمي
نوشت! در زير نخست سه نمونه از دعوتيه هاي عروسي
چاپ شده در ايران داده شده است. نمونه نخست
به زبان تركي از آزربايجان، نمونه دوم به
زبان تركي از قاشقاي يورد، و نمونه آخر به
زبان توركي خلجي از خلجستان آزربايجان است.
پس از آن لغتنامه كوچكي در باره كلمات و
اصلاحات تركي مربوط به مراسم عروسي و در
آخر، نمونه هايي از متنهاي تركي كارتهاي
عروسي به زبان تركي داده شده است. نمونه اول: آزربايجان جنوبي متن
دعوت نامه براي شركت در جشن عروسي به زبان
تركي اولو تانري`نين آدي ايله گلين قيز: ....
بهي اوغلان: .... سئويملي و سايين .... جنابلاري آتا آرزيسي، آنا ايستهيي
اوشاقلارينين سئوينجيدير. ايندي ايسه
ايكي گنج اينسان عؤمورلرينين بو چاغيندا
ال اله وئريب و بيرگه ياشاماق اوچون بير
شادليق تؤرهني قوروبلار. اونلارين آرزيسي سيزلرين
ايشتيراكيدير. گلين اونلارين سئوينجلرينه
قاتيلاق! .... عاييلهسي
....
عاييلهسي چاغ: جومعه.... ساعات ....دان ساعات
.... يئر: باغلار باغي پاركي، باغلار
باغي تالاري. نمونه دوم: ياسوج-قاشقاي يورد متن
دعوت نامه براي شركت در جشن عروسي به زبان
تركي اورهگلري بير ائدهن تاري
آديينان ياز گوني غونچهلر خندان
اولاندا باغچا دولو عطر-و رئيحان
اولاندا نازلي يار حيجلهده مئهمان
اولاندا ماذون دئيهر بو قوناغونك
قورباني بو موبارك گونده كه .... و .... بخت ائوينه گتمهگي ايچون بير
مجلس بزه ديرك، تويوموز گؤزهلليگده باش
اولور اگر آياق قويانگيز گوزوموز اوستونه .... و .... گوروشمك زماني: توي باشلاماك يئري: نمونه سوم: خلجيستان،
آزربايجان جنوبي دعوت
نامه جشن عروسي به زبان توركي خلجي يؤركلره
بي ائتگيله تاري آتولا چند كلمه تركي در باره مراسم
ازدواج و عروسي آداخليAdaqlı : نامزد شده آلين يازيسيAlınyazısı
: سرنوشت اؤتوكÖtük :
خواهش اؤتونمكÖtünmǝk
: خواهش كردن اوخوندوOxundu :
دعوتنامه، كارت دعوت اؤگÖg : تصميم اؤگلهشمكÖglǝşmǝk
: تصميم گرفتن ايزباسماقİzbasmaq
: امضا كردن ايزباسيİzbası :
امضا ايلايگونİlaygün
: تاريخ، مورخه ائلچيElçi : خواستگار ائولهنمه تؤرهنيEvlǝnmǝ
törǝni : مراسم ازدواج ائولهنمهEvlǝnmǝ :
ازدواج باشليقBaşlıq :
شيربها بايرامBayram
:
عيد بكلهمكBǝklǝmǝk
:
منتظر بودن بويروقBuyruq : امر تاپاناقTapanaq
: آدرس تانيقTanıq : شاهد تؤرهTörə :
آئين تؤرهنTörən
:
مراسم توي ائويToy evi : تالار عروسي تويToy :
جشن، ضيافت با غذا، جشن عروسي چاغريليÇağrılı :
مدعو، دعوت شده چاغريليقÇağrılıq :
كارت دعوت، دعوتنامه چولاÇola : ساعت دوروDürü
:
هديه اي در بخچه و يا بسته كه به عروس داده
مي شود دونورDünür :
والدين عروس و داماد دوواق
قاپماDuvaq
qapma :
شعر آشيقي كه در پايان عروسي از سوي آشيق
خوانده مي شود دوواقDuvaq
:
سرپوش و يا روبند توري عروس دويون ائويDüyün evi : تالار عروسي دويون
تؤرهنيDüyün
törǝni :
مراسم عقد دويونDüyün
: جشن عروسي، جشن ختنه سوران (اصلا
به معني عقد، از مصدر دويمكDüymǝk به
معني گره زدن، همريشه با دويومDüyüm ،
دويمهجDüymǝc ، دويمهDüymǝ ،
.....) ساغديشSağdış
(ساغديچ،
ساغداچ): يكي از دو نفري كه در شب زفاف
همراه داماد- در طرف راست او- مي روند سورSür
:
كلمه اي تركي-مغولي به معني جشن و فستيوال
است. اين كلمه كه به زبان فارسي نيز وارد
شده، ربطي به كلمه سور در زبان پهلوي و يا
سرخ در زبان فارسي ندارد و با كلمات "سورسات-سويورسات"
و "سويورقا-سيورغا" و .... همريشه است.
اين كلمه در زبان فارسي در تركيبهاي
چهارشنبه سوري، سوريه، سورنامه، سور دادن،
سور چراني و ختنه سوران، .... حفظ شده است. سورچوSürçü
:
مهماندار (در دوره آغ قويونلو،
قاراقويونلو) سولدوشSolduş
:
يكي از دو نفري كه در شب زفاف همراه داماد-
در طرف چپ او- مي روند سويورگهSüyürgə :
جشن، مهماني، ضيافت سئويSevi : دوست شنليكŞənlik
:
شادماني، عيد، فستيوال شؤلهنŞölən
:
مهماني، وليمه، ضيافت همراه با غذا، ضيافت
ديني قالينQalın : جهيزه قوتلوQutlu : مسعود، مبارك قوشانتيQoşantı : جهيزه قوناقليقQonaqlıq
:
مهماني قيوانجQıvanc : غرور، افتخار كبينKǝbin :
مهريه كورهكهنKürǝkǝn : داماد گردهكGǝrdǝk : حجله (همريشه با گرهگهKǝrǝgǝ -كرهگوKǝrǝgü به
معني نوعي چادر، اين كلمه به شكل خرگه وارد
زبان فارسي شده است) گلهنهكGələnək
:
رسوم گلينGǝlin :
عروس گؤرهنهكGörənək
:
آداب گؤرومGörüm
:
نمونه (اؤرنهك كلمه اي ارمني است) گؤزلهمكGözlǝmǝk
:
منتظر شخص معين و چيز
مشخصي بودن، چشم براه بودن ههHǝ : بلي، آري ياشامYaşam : زندگي، حيات ياشانتيYaşantı
: برهه اي از زندگي، مقطع و دوره
اي از حيات يالقيزYalqız : تنها يالنيزYalnız : صرفا ياووقلوYavuqlu : نامزد يئنگهYengǝ : راهبر زن در
عروسي، زني كه عروس را آرايش كرده، به حجله
برده و به داماد مي سپارد؛ زن عمو، دائي و
يا برادر يئيگون
Yeygün:
جمعه نمونه
هاي كارت دعوتهاي عروسي تركي توركجه
توي چاغريليغي گؤروملري Türkcǝ Toy Çağrılığı
Görümlǝri ....، .... ياشام بويو سورمهسيني آرزي
ائتديييميز بيرليكدهليييميزين ايلك
گونونو سيزلرله پايلاشماقدان قيوانج
دوياريق .....، ..... عاييله لري تاپاناق (آدرس): ايلايگون (تاريخ): چولا (ساعات): ----------------------------------------------------------------- ....، .... ائولهنيركن سيزلري ده
آراميزدا گؤرمك ديلهيي ايله..... ....، .... عاييلهلري تاريخ (ايلايگون): نيكاح، عقد (دويون): يئر: ----------------------------------------------------------------- ....، .... بيرليكدهليييه آدديم
آتديغيميز بو چوخ اؤزهل گونوموزده
سئوينجيميزي بيزيم ايله پايلاشمانيزي (بيزيمله
اولمانيزي) ديلهييريك. ....، .... عاييلهلري ٣٠ اوجاق ٢٠٠١، جومعه ساعات: دويون (نيكاح) تؤرهني: ٢٠ ...كولوبو |