آنا صحيفه    تورکجه آرشيو     يوردنت حاقينده     لينکلر

                                                    صفحه اصلي     آرشيو فارسي     در باره ما     لينکها


NOVEMBER 20, 2005

ايميل براي ارسال اخبار و مقالات خوانندگان  yurdnet@yahoo.ca  

مجله يورد نت روزهاي  یکشنبه هر هفته در اين سايت منتشر مي شود. نقل مطالب اختصاصي يورد نت در ساير نشريات و سايتها آزاد است.

لينک ها

   

 

برگهائي از تاريخ

اخبار هفته

يادداشت هفته

کتاب خاطرات زندان و متن محاكمات سيدجعفر پيشه وري

تحقيق‏ تدوين و ويراسته شاهرخ فرزاد  

اولين قسمت خاطرات زندان

قسمت هفتم

بمناسبت 120 امين سال تولد اوزئير حاجي بيف

اگر  ميخواهيد  آذربايجان  را  بصورت  واقعي  درک  کنيد ، بايستي  موسيقي  آنها  را  بشنويد .

بتی بلر- مدیر فصلنامه آذربایجان اینترنشنال

>>>>>

مقالات از سايتهاي ديگر

كنفرانس "ايران ناشناخته، مورد ديگرى براى فدراليسم" موجبى براى برانگيخته شدن احساسات شووينيستى و پان ايرانيستى

 

......يادآورى چند نكته بسيار مهم به افراد، سازمانها و جريانات سياسى شووينيست، پان ايرانيست و باستان گرا ضرورى مى‌نمايد:

1-   مليتهاى ساكن كشور ايران بخشى از مليتهاى بزرگى هستند كه در نتيجه‌ى شكست هاى پى‌درپى شاهان ايران و سياستهاى استعمارى (پس از جنگ جهانى اول) در ميان كشورهاى منطقه تقسيم شده‌اند. اينكه يك يا همه‌ى اين مليتها از لحاظ جمعيتى در هر كدام از اين كشورها در اقليت قرار گيرند به هيچ وجه نمى‌تواند توجيه‌ى براى انكار هويت ملى و فرهنگى اشان قرار گيرد.

2-  جهانى شدن اقتصاد، اطلاعات و تكنولوژى اگر از سويى اين مليتها و تمامى مليتهاى جهان را به ميدان رقابتى دشوار كشانيده است، اما در همان حال فرصتهاى (اگر چه نمى‌توان گفت برابر) مناسبى را براى آنان ايجاد كرده است تا با استفاده از آن با هويت هاى مستقل ظاهر شوند و در واقع به احياى هويت ملى و فرهنگى خود بپردازند. با در نظر گرفتن اين واقعيت هيچ ملتى نمى‌تواند صرفاً با رجوع به استيلايى كه بنا به دلايل گوناگون بر مليتهاى همجوارش داشته است، هويت آنان را انكار كند. بانيان و مجريان اين سياستها يا روح زمانه را درك نكرده‌اند، يا عاجز از قبول واقعيتها هستند.

3-   دمكراسى در صورت عدم تنوعات و در غياب پلوراليزم هميشه در معرض خطر بازگشت ديكتاتورى و استبداد قرار دارد، به همين دليل قبول تنوعات و رنگهاى متفاوت نه تنها لازمه‌ى بلكه ضامن دمكراسى است.

4-   فدراليسم در واقع نوعى اتحاد دلخواهانه‌ى بخشها و هويت هاى متفاوت و مستقل از هم است، اتحاد دلخواهانه ضامن يكپارچگى هر ساختار سياسى است. در مقابل اين اتحاد و يكپارچگى اجبارى است كه هميشه در خطر فروپاشى قرار دارد.

عبدالله بهرامى

kurdistanmedia.com    


>>>>>

گزارش برگزاري91 مين سالگرد شهادت ستارخان؛ سردار ملي  

سحر محمدپور - علي محمدي

<<<<<


بيانيه ي پاياني مراسم 91 مين سالگرد شهادت ستارخان سردار ملي

<<<<<


جمعي از شرکت کنندگان در مراسم نودويکمين سالگرد شهادت سردار ملي بازداشت شدند.

ائل سان تبريزلي

<<<<<


فعالان اوپوزيسيون آذربايجان در اشتياق بر پا ئي انقلاب هستند.

گزارش  نشريه آمريکائي واشينگتن تايمزدر خصوص انتخابات اخير آذربايجان و تظاهرات مخالفان  

یوردنت

<<<<<


لغو برنامه اوپوزيسيون براي تظاهرات روز  18  نوامبر در باکو

یوردنت

<<<<<


3 خبر ورزشي از وزنه برداري ، جودو و شطرنچ

نيظامي‌ پاشايف وزنه بردار آذربايجان برنده مدال طلاي  وزن 94    

تيم جودو نوجوانان آذربايجان براي سومين بار به مقام اول تورنمنت آنتاليا نائل شد .

دو شطرنج باز آذربايجاني مقام هاي اول جام جهاني‌ شطرنج جوانان را  کسب کردند.

یوردنت

<<<<<


اردوي فرهنگي – تفريحي دانشجويان تورک دانشگاههاي تهران جمعه 20 آبان ماه  در محل دار آباد تهران برگزار شد.

منبع : سايت آزاد تريبون

<<<<<


بنياد مستضعفان ، "حوله لاله" تبريز را با وجود هشدار فعالان جامعه كارگري تعطيل كرد.

منبع : ايلنا

<<<<<


احضار مدير مسئول نشريه دانشجويي قيزيل اوزن زنجان   و  ربوده شدن نسخ اين نشريه در اردبيل توسط نيروهاي وزارت اطلاعات
منبع : سايت آزاد تريبون

<<<<<


یازده نشريه دانشجويى دانشگاه اروميه لغو امتياز شدند.

منبع : ايسنا

<<<<<


ابتذال در نوشته، ابهام در محتوا و کلي ادبیات پان ایرانیستی !

پیرامون بيانيه اخیر  فعالان سياسي‌ ، ادبي‌ - کارگري و دانشجويي‌ 

 

ياشارگولشن

هفته گذشته بيانيه اي با امضاء چند صد نفر از فعالان سياسي‌ ، ادبي‌ - کارگري و دانشجويي‌ تحت عنوان سخني‌ با ملت ، هشدار به حاکميت انتشار يافت و در اغلب سايت هاي خبري داخلي‌ و خارجي‌ درج گرديد.دراين بيانيه ادعا ميشود که امضاء کنندگان - خواستار اعمال اصلاحات راستين ساختاري برمبناي اعلاميه هاي جهاني حقوق بشر و الحاقيه هاي آن و تأمين آزادي هاي اساسي، عدالت - در ايران هستند.

هرچند صرف همين ادعا به صورت مجرد ميتواند مورد تحسين آزاديخواهان باشد ولي مشاهده بعضي‌ امضاءها در زير بيانيه که صاحبان آنها مشهور به تمايلات نژادپرستانه پان ايرانيستي‌ هستند و اساسا محور تفکرات آنها نفي‌ آزادي اساسي‌ و فطري انسان از جمله احترام به هويت و فرهنگ و زبان مردم ميباشد ، توجه مضاعفي‌ را ميطلبد .

 اولين نگاه‌ گذرا به نوشته اي که بنام فعالين سياسي‌ و ادبي‌ صادر شده و ادعا ميشود که امضاء کنندگان آن برجسته ترين چهره هاي سياسي‌ و ادبي‌ و فرهنگي‌ و نويسندگان آزاديخواه هستند ، خواننده را شديدا نااميد ميکند . ضمن اينکه شيوه نگارش اين بيانيه بصورت زننده اي سطحي‌ و شعاري است ، چيزي که قاعدتا از جمعي‌ فرهيخته انتظار نميرود ، در عين حال محتواي آن مبهم ، مغشوش و عميقا گمراه کننده است . مهمترين ابهام اين بيانيه اين است که معلوم نيست طرف صحبت و موضوع شکايت آن چيست.

در عنوان اين بيانيه تعبير هشدار به حاکميت آورده شده و در متن نيز جا به جا از حاکميت نامبرده شده است ، ولي‌ جايي‌ به مخاطبين بيانيه‌ تعريفي داده نشده که اين حاکميت مورد نظر بيانيه کيست و يا چيست . آيا همه جمهوري اسلامي‌ با کليت اش است ؟ يا فقط جناح اکثريت مجلس - که خود نيز در حال شقه شدن به جناح هاي مختلف است - ميباشد . و يا فقط رئيس جمهور جديد است و يا سيستم ولايت فقيه و يا شخص ولايت فقيه ؟ هر يک از اينها را که خواننده بيانيه فرض به گيرد ، بندي يا بندهايي‌ در اين بيانيه خواهد يافت که اين فرض را نقض ميکند .

جايي‌ گفته شده : -در انتخابات رياست جمهوري، بازي گردانان نمايش براي برروي پرده آوردن نمايشنامه خود، با سناريوي پيچيده و چند لايه تدارك ديده شده و سايه شوم نوميدي كه طي ساليان گذشته بر سر ملت ايران گسترانيده اند، پايان نمايش را از پيش مي دانستند. آنان در اين راه براي ظاهر رقابتي دادن به انتخابات از چهره هايي از جريان منتقد درون حاكميت بهره گيري كردند -. پس جناح منتقد دولت - اصلاح طلبان - جزو حاکميت هستند ؟ اين فرض با اين جمله که - سايه شوم نوميدي كه طي ساليان گذشته بر سر ملت ايران گسترانيده اند - که به دوره بيش از روي کار امدن دولت جديد مربوط شده و شامل اصلاح طلبان نيز ميگردد تقويت ميشود .

اما در جاي ديگر بيانيه ميخوانيم -حاكميت با يكدست كردن قواي سه گانه بر آنست.. – در اينجاظاهرا اصلاح طلبان جزء حاکميت نيستند، چونکه علت اعتراض به اخراج آنان از مجلس و دولت، خود مبناي اين مطلب است . آيا در اينجا حاکميت به معناي‌ ولايت فقيه است يا کل جمهوري اسلامي‌ است ؟

در جايي‌ ميگويد : - اكثر مطبوعات، رسانه ها و سايت هاي نقدكننده حاكميت به محاق توقيف يا سانسور حكومتي (فيلترينگ) دچار شده - اينجا بيانيه طوري حرف ميزند که حاکميت را هر جور که خواننده دوست دارد بتواند تعريف کند . طبعا" وقتي‌ اگر آن‌ رسانه هاي اصلاح طلبان که تعطيل شده ملاک باشند، پس آنان جزو حاکميت‌ نيستند ولي‌ اگر آنهايي‌ که همچنان مشغول فعاليت هستند -و انتقادات تند و تيزي هم به دولت جديد دارند- پس آنها هم جزو حاکميت هستند .

در جاي ديگر ميگويد : - آيا كابينه نظامي – امنيتي با تفتيش عقايد قادر به مهرورزي خواهد بود؟ آيا مبارزه با فساد بوسيله برخي از كساني كه در، درازاي ساليان گذشته نبض اقتصاد كشور را در بنيادهاي غير پاسخگو به ملت و ديگر مراكز اقتصادي در سايه، در دست داشته اند مي تواند انجام گيرد؟ آيا آنان كه از مزيت فرودگاهها و اسكله هاي پنهان و آشكار و قاچاق بهره برده اند و نتيجه عملكردشان، مردم را به تباهي و سيه روزي نشانده است! مي توانند در نيل به عدالت و رفع محروميتها نقش ايفا كنند؟ هرگز.- خواننده بيانيه با ديدن اين بند بدون ترديد خواهد گفت که اصلاح طلبان جزو حاکميت به حساب نميايند ، چونکه اين مباحث- حتي با همين کلمات - را بارها از زبان حزب مشارکت و مجاهدين انقلاب شنيده است . اگر چنين است پس تکليف آن بند که ميگويد - سرانجام روند تلاشهاي هشت ساله اصلاح طلبي از درون حاكميت به نافرجامي انجاميد- چيست ؟.

 شايد منظوربيانيه اينست که حاکميت در زمان اصلاح طلبان شامل آنها نيز بوده ولي‌ الان اصلاح طلبان جزء حاکميت نيستند . اگر فرض بر اين نيست ، در اين صورت اين فرهيختگان سياسي‌ و ادبي‌ بايستي‌ تکليف خود را با اين همه تناقض روشن کنند و اگر فرض بر اين است - که اين فرض شديدا جاي بحث دارد - اين فرهيختگان بهتر نيست اجازه دهند که اصلاح طلبان رانده شده از حاکميت خود به دفاع از خود بر خواسته و مردم ايران را وجه المصالحه جدال جناح هاي جمهوري اسلامي‌ بر سر حجم سهم هر يک قرار ندهند ؟

جالب است که در کنار اين همه مغشوش گويي‌ و عليرغم رديف کردن مفاهيم آزادي و حقوق بشر ، اين فعالان سياسي‌ و مدافعان حقوق بشر مراقب بوده اند که اشاره اي به يکي‌ از اساسي‌ ترين چالش هاي پيش روي حرکت هاي آزاديخواهي‌ در ايران که مساله ملي‌ است نداشته و در عين حال غير مستقيم با تکرار مفاهيمي‌ که در گفتمان جاري پان ايرانيستها نماد ضديت با حقوق برابر مليت هاي ساکن ايران است بيانيه را در مقابل جهت گيري اصلي‌ جنبش جاري براي دموکراسي‌ قرار دهند. به همين دليل است که در اين بيانيه عليرغم شعارهاي مربوط به اعلاميه جهاني‌ حقوق بشر و الحاقيه هاي آن کوچکترين حرفي‌ از ستم ملي‌ در ايران به ميان نميايد . اين فعالان هر چند ناراحت هستند که پيروان ساير اديان نميتوانند رئيس جمهور شوند ، از بي‌ حقوقي‌ بيش از نصف مردم ايران که اجازه استفاده از زبان مادري و ملي‌ خود را در مدرسه و اداره و زندگي‌ عمومي‌ ندارند و هر روز تحت سرکوب ملي‌ که -هرچند ميراث حکومت پهلوي است ولي جمهوري اسلامي‌ نيز به جد دنباله رو آن سياست است- حرفي‌ نميزنند و از اينکه حقوق مدني‌ ترکها ، کردها ، عربها ، ترکمن ها و بلوچ ها زير ضربه است بحثي‌ نميکنند. در بيانيه از يک طرف از( حاکميت )انتقاد ميکنند که - كلاه چپ نهاده و راست مي رود.- اما از طرف ديگر خود اگر چه از اعلاميه حقوق بشر حرف ميزنند ولي‌ ابتدائي‌ ترين و اساسي‌ ترين حق بشري يعني‌ آزادي زبان را نفي ميکنند .

راستي‌ ميشود تصور کرد که در عصر فوران اطلاعات و ارتباطات و دوره بيداري هويت طلبانه ملي‌ در ايران و همبستگي‌ منطقه اي‌ و جهاني‌ با اين حرکتها ، مردم ايران باز همانند چندين تجربه گذشته، پس از کشيدن خود از يک چاه ، زير علم اين حضرات به اصطلاح ملي‌ گرا قرار بگيرند تا ديگر بار با دلالي‌ اين ها به قربانگاه ديگري رهسپار شوند ؟  

متن قابل چاب 

متن بيانيه