Details

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی

یاشار گولشن

در روايات مذهبي از مردمي صحبت شده که بت هائي را از چوب و سنگ میساختند و زماني که براي معجزه به آنها مراجعه ميکردند و نااميد ميشدند خود بتها را سرزنش ميکردند. داستان اميدي که برخي به آقاي اکبر اعلمي بسته بودند و اين سر خوردگي اي که اين چند روزه با عکس العمل وي در ارتباط با برنامه پرگار بي بي سي و بحث مطالبات مردم در آذربايجان پیش آمده شباهت زيادي با آن جريان شماتت بت هاي چوبي دارد.

اميد بستن به اکبر اعلمي به روزهاي قيام خرداد 1386 در پي اهانت روزنامه ايران بر ميگردد. هر چند عکس العملي که از وي ديده شد چيزي در حد قرائت شعر عاميانه الا تهرانيا و توصيه به مقامات براي مدارا با تظاهر کنندگان و توجه به مطالبات مردم بمنظور حفظ کیان ایران بود، اما به هر حال چنين حرفهائی در پارلمان حکومت ايران در آن روزها مساله بيسابقه اي به نظر ميرسيد. اينکه در اذهان مردم به چه دليل تصوراتي متفاوت با ماهيت فکري و ذهني اکبر اعلمي ايجاد شد يک دليل اش شايد مقايسه عملکرد وي با سياست هاي اعضاء ديگر مجلس از آذربایجان بود که خودشان جلوتراز اعضا ديگر مجلس اسلامي داوطلب تضييق حقوق ملي مردمي که ادعاي نمايندگيشان را ميکردند بودند و اينکه به هر حال در شهر کوران آدم يک چشم شاه است. اما عملکرد اکبر اعلمي در موارد ديگر و بخصوص الان که وي احتمالا در ارتباط با انتخابات پيش رو فعال شده است نشان ميدهد که کورسوئي از بينائي که قبلا در وي دیده میشد اينک براي کور کردن ديگر بينايان نشانه رفته است.

حرفهاي اخيري که وي در يکي از چند صفحه فيس بوک خود نوشته ضمن اينکه نشان دهنده سياست وي در انعکاس وارونه  واقعيتهاي صحنه است، تصوير روشني از ماهيت واقعي نگاه وي به مطالبات ملي ترکها را بدست میدهد.

يادداشت اکبر اعلمي با عنوان "الحاق دو آذربایجان و ملاحظات پیرامون آن!؟" ظاهرا برای ابراز مخالفت وي با الحاق آذربايجان جنوبي و شمالي نوشته شده است. وی پس از مقداری مقدمه چینی مینویسد:

"ضمن تاکید بر وجود برخی تبعیض‌های فرهنگی و اقتصادی و ضرورت احترام به مطالبات قانونی و مشروع اکثریت مردم آذربایجان که بارها به آنها اشاره کرده‌ام، از گروه بسیار کوچکی که بر طبل جدائی طلبی و پیوستن آذربایجان ایران به جمهوری آذربایجان می کوبند غافل از اینکه بر سر شاخ می برند، باید پرسید؛ کدام عقل سلیمی می پذیرد که آذربایجانیان از قدرالسهم خود در سرزمینی به وسعت بیش از 1648000 کیلومتر مربع با همه قدرت، ثروت، منابع طبیعی و ذخایر نفتی آن چشم پوشی کرده و به کشوری با وسعت 86600 کیلومتر بپیوندد و پس از الحاق به تشکیل کشوری تن دهند که کل وسعت آن 210000 کیلومترمربع یعنی حدود 12.7 درصد سرزمین کنونی خواهد شد!؟"

پیش از پرداختن به نوشته اعلمی لازم است توضيح دهم که موضوع بحث من مخالفت يا موافقت با "الحاق دو آذربایجان" نيست ضمن اینکه این مورد، اساسا مساله روز فعالان ملي هم نيست و حتي در برنامه پرگار نيز با اينکه از مقوله فدراليسم و استقلال هم بحث ميشد، "الحاق دو آذربايجان" مطرح نبود. نوشته من در اينجا تنها حول توجه به نگاه اکبر اعلمي در خصوص حقوق ملي ترکها و برجسته کردن حرفهاي متناقض وي در رابطه با توجيه اينکه تبعیض سیستماتیک در ايران وجود ندارد دور ميزند. توجه به اين دو مساله از آن نظر حائز اهميت است که هم چهره واقعی و هم جوهر انديشه پان ايرانيستی شخصي را که مدتها مورد احترام و بعضا نقطه اميد براي جمعی از ترک ها بود را نشان ميدهد.

اکبر اعلمي در يادداشت اول خود ازآنها که بر طبل جدائی طلبی و پیوستن آذربایجان ایران به جمهوری آذربایجان می کوبند به عنوان گروه کوچکي نام ميبرد و دور از عقل ميداند که مردمي از قدرالسهم خود در ایران چشم پوشی کنند و به کشور کوچکی تبدیل شوند.دو نکته محوری در این نقل قول عبارت از تکیه بر وسعت سرزمینی برای تعیین درجه کیفیت زندگی مردم و فرض قدرالسهم است.

کشور بزرگتر زندگی بهتر!

حتي اگر از شيوه نگاه نه چندان صادقانه اعلمي در بکار بردن اصطلاح منفي "جدائي طلبي" در مقابل اصطلاح مشخص حقوقي استقلال بگذريم و حتي از اين مغلطه که وي مقوله استقلال يا حق حاکميت ملي را معادل پيوستن به جمهوري آذربايجان ميگيرد حرفي نزنيم، تکيه اعلمي بر مقايسه وسعت دو سرزمين و نتيجه گيري اقتصادي و سياسي و اجتماعي از اين مقايسه آنچنان سطحي و مبتذل و غير قابل اتکا است که يک ناظر بيطرف را نيز از حد بالاي سطحي نگري گوينده حيرت زده میکند. حتی اگر خواست هاي ملي قرار بود با سنجش وسعت اراضي همسايگان و يا متحدان هر ملت اندازه گيري شود بازهم اظهار چنين معياري بدين صورت و با مقايسه وسعت ايران و آذربايجان زماني ميتوانست جدي گرفته شود که دو مورد مقايسه شده مختصات مشابهي داشته و کيفيت زندگي در دو سرزميني که مقايسه ميشود نيز هم سطح ميبود. وقتي بخش زیادی از اراضي يک طرف، بيابان و کوير و صحراي لم يزرع است مقايسه صوري سطح کل دو کشور مغلطه است و از آن مهمتر در نظر نگرفتن سطح متفاوت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زندگي در دو کشور نيز اين مقايسه را از بيخ و بن بي اعتبار ميسازد. مردم کشورهای بزرگ نفت خیز لیبی و نیجریه و عربستان و البته ایران سطح زندگی بهتری از کشورهای با وسعت کوچکتر سویس و یونان و آذربایجان ندارند که هیچ بلکه اصلا با هم قابل مقایسه نیستند.

در کنار این شیوه استدلال عامیانه و مبتذل برای مخالفت با تعیین تکلیف ترک ها با ایران، مساله کلیدی در اين مقايسه، البته فرض برخورداری همه ساکنین ایران از "قدرالسهم" است به این مفهوم که گویا در بهره مندي آذربایجان از منابع ايران تبعيض سیستماتیک اعمال نمیشود و آذربایجان نیز به اندازه جمعیت و نیاز خود، سهم متناسبی از منابع ملی ایران دریافت میکند. جدا از آمارها و واقعیات عینی که رشد بالای اقتصاد مناطق فارس نشین را نسبت به سایر مناطق نشان میدهد، نکته جالب اینست که خود اکبر اعلمی نیز که طرح مقایسه وسعت سرزمینی اش بر فرض قدرالسهم بنا شده است در میانه مجموعه حرفهای متناقض اش، خود نادرستی فرضیه اش را اذعان میکند.

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی!

يادداشت دوم اعلمی در اصل برای توجیه این قدرالسهم است. اعلمی وجود تبعيض سيستماتيک سياسي، اقتصادي و فرهنگي در ايران به نفع فارس ها را رد میکند و اگر تبعيضی را هم میبیند اولا آنرا آنقدر حاد نميداند که تمايل به خلاصي از کشور بزرگي مثل ايران را توجيه کند و در ثانی تقصیر عمده آنرا متوجه تنگ نظری خود ترک ها مینماید. در یادداشت اعلمی با اینکه اشاراتي کلی به وجود تبعيض ميشود و حتی مصاديقي نيز مثل همه چیز را در فارس ها و زبان و فرهنگ و ادبیات فارسی زبان خلاصه کرده و برای دیگران که اکثریت این مرزو بوم را تشکیل می دهند، هیچگونه حق و حقوقی قائل نیستند”. ذکر ميشود اما وی تصريح ميکند که اینها "ناشي از برخوردهای افراطی، خودخواهانه، اقتدارگرایانه و تمامت خواهانه بعضي نيروها است و یا دراینکه در میان برخی مسئولان اجرائی و نمایندگان مجلس حساسیت های منفی و تنگ نظری هایی نسبت به آذربایجان و ترک ها وجود دارد هیچ تردیدی نیست اما این تعداد درحدی نیستند که بتوانند اراده خود را بر اکثریت تحمیل نمایند مگر اینکه نمایندگان مردم آذربایجان منفعل و بی عرضه باشند. مضافا براینکه این امر تنها مختص به آذربایجان نیست.

اکبر اعلمی وقتي از مطالبات حقوقي فرهنگي مردم هم حرف ميزند آنها را در محدوده تنگ تدریس ادبیات محدود میکند. به گفته وی مهمترین خواسته مردم آذربایجان و اقوام ایرانی معطوف به اجرائی شدن اصول متروک و اجرا نشده 15، 19، 20 و همچنین اصل 156 قانون اساسی است که در آن بر حق حاکمیت ملت برسرنوشت خود تصریح شده است و میدانیم که اصل 15 و کلیت قانون اساسی ایران تنها برای زبان فارسي به صورت انحصاری موقعیت رسمی قائل شده و براي زبان هاي ملی ديگران تنها آزادی "تدريس ادبيات" آنها  ذکر شده است.

وي در جواب معترضين به بيعدالتي در توزيع اعتبارات دولتي صريحا ميگويد که این که همه ثروت ایران به اصفهان و شیراز و کرمان و یزد سرازیر می شود یک ادعای واهی و بی اساس است. زیرا توزیع اعتبارات و سهم عمرانی و جاری هر استانی در چارچوب بودجه های سنواتی که در مجلس به تصویب نمایندگان مردم می رسد توزیع می شود” . وي براي محکم کاري تاکيد ميکند که دستکم مادامی که بنده در مجالس ششم و هفتم حضور داشتم هرگز اجازه ندادیم که اعتبارات آذربایجان نسبت به سایر نقاط کمتر شود.“ همين ادعا را باز جاي ديگري در يادداشت خود به صورتي ديگر تکرار ميکند که "دستکم 8 سال نماینده مجلس بودم و در طول این مدت یکبار هم اجازه ندادیم که سهم اصفهان از اعتبارات عمرانی و جاری بصورت ناعادلانه توزیع شود و چه بسا گاهی هم سهم آذربایجان بیشتر از سهم اصفهان بود." وی برای توجیه توسعه اقتصادی اصفهان که به قیمت محرومیت مناطق غیر فارس صورت میگیرد "وجود دو کارخانه بزرگ فولاد مبارکه و ذوب آهن" را مطرح میکند که بزعم وي ربطي به تبعيض ندارد.  اکبر اعلمی اما توضیح نمیدهد که قرار دادن این همه واحدهای عظیم و صنایع بزرگ و ایجاد موقعیت های اشتغال در مناطق فارس چگونه با قدرالسهم ادعائی وی همسان است. وي البته برای خالی نبودن عریضه و مطابق کلیشه جاری، جاذبه هاي توريستي اصفهان را هم ذکر میکند و سر آخرکمتر بودن میزان حسادت و تنگ نظری در میان مردم و مسئولان اصفهانی را نيز از عوامل رشد اقتصادي آن منطقه ميداند که به هر حال خلایق هر چه لایق!

در خصوص کرمان و يزد اکبر اعلمی پیشاپیش بی توجهی به قدرالسهم را میپذیرد اما آنرا موردی و ناشی از "رانت قدرت دو رئیس جمهور" یعنی رفسنجانی و خاتمی ذکر میکند که باعث شده " کرمانی ها و یزدی هائی هم که از رانت قدرت دو رئیس جمهور به نان و نوائی رسیده اند به سرمایه گذاری و جلب سرمایه در مناطق خود پرداخته اند." جالب است که وی با وجود اذعان به اعمال رانت قدرت در مورد این مناطق، برای کم کردن بار مسئوليت دو رئيس جمهور رانت خوار و رانت پذير، اين توجيه را هم اضافه ميکند که گويا اهداف و سیاست جمهوری اسلامی باید معطوف به محرومیت زدائی باشد که در این راستا توجه به این دو استان-يزد و کرمان- نیز غیرقابل اجتناب است.“

توجیه اکبر اعلمی در مورد علت عدم توجه به مناطق محروم آذربایجان حتی از توجیه وی از علل توجه به مناطق فارس هم جالب تر است.  خود وی اذعان ميکند که بسیاری از نقاط آذربایجان هم در ردیف مناطق محروم و نسبتا محروم قرار دارند، لاجرم باید مشمول سیاست محرومیت زدائی باشند اما وی مسئولیت عدم اقدام برای محروميت زدائي از این مناطق را سیستم سیاسی ضد ترک و ضد آذربایجان نمیداند بلکه برعکس، دلیل اين بي توجهي ها را برخی تندروی ها و رفتارهای افراطی و جدائی طلبانه یک اقلیت که منجر به نگاه امنيتي ميشود وهمچنین وجود همان افرادی که در منطقه حاکمند و اتفاقا ترکند" قلمداد میکند. این استدلال اکبر اعلمی از آن نوع استدلال هاست که میتواند کاربرد عمومی هم داشته باشد. بطور نمونه در حوزه تضییقات سیستماتیک اعمال شده نسبت به زنان نیز میشود تقصیر را متوجه "برخی تندروی ها و رفتارهای افراطی" فعالان زنی دانست که بدنبال کسب حقوق برابر زن و مردند، ضمن اینکه از همان افرادی که مامور بگیر و ببند در خیابانها میشوند و اتفاقا خودشان زن هستند نیز نباید غافل شد!

وظائف ما از ديد اکبر اعلمي!

اقاي اکبر اعلمي در کنار اين توجيهات از ارائه رهنمود هم غافل نيست و شاید همین رهنمودها، راز و رمز این تحرک کنونی وی و افاضات پان ایرانیستی اش را بر ملا سازد چرا که پان ایرانیسم، تنها متاعی است که در بازار سیاست ایرانی، در بین همه جناح های قدرت خریدار دارد.

 وقتي يکي از مراجعان صفحه ايشان ميپرسد: "جناب اعلمی گرامی، نوشته بودید نمایندگان مردم در مجلس ... آیا واقعا اینها نماینده مردم هستند؟" وی در جوابش صراحتا اهداف انتخاباتي خود را مشخص ميکند: "دوست عزیز اینها هم از آسمان داخل مجلس نیاقتاده‌اند کم و بیش با رای همین مردم نماینده شده اند. بدیهیست وقتی که مردم قدر داشته های خود را ندانند و از نمایندگان واقعی خود حمایت و حفاظت نکنند و به بهانه های مختلف در مقام تخریب و تضعیف آنها برآیند، همین ها به مجلس راه خواهند یافت و هم اینها هم از سرشان زیاد است." وی در جای دیگری نیز اظهار نموده که " به دلیل علائقم به موطنم آذربایجان عزیز و جایگاه و موقعیت شغلی خود بیش از شما با مشکلات آذربایجان و مطالبات مردم این خطه آشنا هستم و به همین سبب نیز بیش از هر مسئول دیگری که شما در ایران می شناسید از حق و حقوق مردمم دفاع کرده ام. و اتفاقا از فحش ها و از ترکش برچسب های ناچسب تجزیه طلبی هم در امان نمانده ام".

به این ترتیب تکلیف ترکها برای انتخابات آتی مشخص است: باید در درجه اول قدردان داشته ها که در صدر آن جناب اکبر اعلمي است بود، از وي حمايت و حفاظت کرد، مطلقا حرفي بر خلاف منويات وی نزد تا همچنان خیر خواه مردم آذربایجان شناحته شود، به بودن در ايران بزرگ که مساحت آن خيلي بيشتر از آذربايجان است افتخار کرد، جلوي "برخی تندروی ها و رفتارهای افراطی و جدائی طلبانه یک اقلیت" را که حرفهاي نامربوط ميزنند و جو را امنيتي میکنند گرفت تا بجاي آن يکي دسته، اين يکي دسته از جمله اکبر اعلمي به مجلس ايران بروند تا مشابه آن هشت سالي که ايشان و دوستان آنروز اصلاح طلبشان در مجلس و دولت بودند حق ترکها و آذربايجان تمام و کمال داده شود. مضاف بر اين با اين انتخاب، مردم آذربايجان شمالي هم اميدوار میشوند که به گفته خود آقاي اکبر اعلمي: "اگر روزی دولت و ملت ایران و در راس آن مردم غیور و وطندوست آذربایجان و همچنین دولت و ملت جمهوری آذربایجان خواهان الحاق و پیوستگی مجدد میان این دو باشند، همه ما از آن استقبال خواهیم کرد، اما پرواضح است که در این صورت، این واحد کوچکتر و جزء جدا شده است که باید به واحد بزرگتر و پیکره اصلی خود ملحق و در تاریخ، جغرافیا، اقتدار، افتخارات و منابع و مواهب طبیعی سرزمین بزرگ و قدرتمندی به وسعت 1648000 کیلومتر مربع سهیم گردد."

این نظریه اکبر اعلمی در مورد پیوستن جمهوری آذربایجان به ایران انصافا در حدی است که جای آن دارد به صورت سرمقاله در "سایت آذریها" درج شود هر چند منباب تاکید بهتر است به جای "جمهوری آذربایجان" از تعبیر "ایران شمالی" استفاده شود!

 

 ششم جولای 2015

 

2015-07-07 09:13:44

آخرین عناوین

تهاجم همه جانبه است بلنت اسین اوغلو- ترجمه علی قره جه لو

کلیشه‌ها و پیش‌داوریها نسبت به جنبش‌های ملی-مدنی: موانع دستيابى به يك پلوراليسم متوازن در ایران علیرضا قولونجو

رشته دانشگاهی زبان و ادبیات ترکی؛ مبهم و مخدوش دومان رادمهر

ابوبکر بغداديٍ فاجعه مونيخ یاشار گولشن

دوشونجه شیوه یه یؤنه لیک یوخسا یانلیش آنلاییشلار! یاشار گولشن

قوميتگرائي افراطي فارسي و مراسم کتاب‌سوزي ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربايجان مئهران باهارلي

!STAND AGAINST RACISM

فتيله شبکه دو تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي برنامه ای برای تباهی اذهان کودکان یاشار گولشن

نکاتی در مورد برنامه صفحه دو بی بی سی- نتایج انتخابات ترکیه علیرضا قولونجو

مصاحبه با غلامحسین ساعدی مصاحبه کننده، ضیاء صدقی-آوریل 1984

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی یاشار گولشن

به نام اویغورها! روزبه سعادتی

کلاشنیکف‌ها هرگز شکوفه نمی دهند علیرضا قولونجو

پایه‌های لرزان "بنیاد فرهنگ، ادب و هنر آذربایجان" محمدرضا هیئت

کارت قرمز بر علیه نژادپرستی سیستماتیک موجود بر علیه ترک ها در ایران اومود مهدیان

دفتري به عنوان فرهنگ استان آذربايجان بجای فرهنگستان زبان ترکی! یاشار گولشن

زبان ترکی بعنوان یکی از زبانهای رسمی مجلس نمایندگان شورای اروپا تعیین شد

تدارک برای گردن زنی ناصر مرقاتی

اعتراض زنان ترک به حضور حسن روحانی با مچ بندهای سرخ، علامت بوزقورد و نشان پیروزی

ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی در لیست ده کتاب برتر متتقد روزنامه گاردین

شرایطی که توافق لوزان را تحمیل کرد یونس شاملی

حمله عوامل حکومت ايران به ترک های هوادار تیم والیبال اورمیه در تهران

هجوم مامورين انتظامي به عرب هاي اهواز

در آسيب شناسى حركت ملى آذربايجان - بخش ١ و ٢ معصومه قربانى

دولت روحانی با موضع گيري هاي يونسي بدنبال چه هدفي است؟ یاشار گولشن

قضیۀ سلماس، حکیم توس و اساتید سعید یوسف

keçen Qonular

تورک! سن سؤمورگه‌دن/ایستیعماردان قورتولماق اوچون نه ائدیرسن؟ علیرضا قولونجو

سولئیمان‌اوغلو ایله سؤیله‌شی آنلام درگیسی، ایکینجی سایی، شوبات 2017

نه ائتمه مه لی ییک! ؟ دومان رادمهر

آخساق قایدالار ایواز طاها

بیزیم عزیز نسین س. حاتملوی

گونئیده 300 تورک فعال اویغورلارا دستک بیاناتی ایمضالاییب

تورکمن گمیچی گونئیلی فعاللاری 13 ایل حبسه محکوم ائدن حؤکمدەکی تضادلار حاقدا دانیشیر

کریم عسگری: گونئی تشکیلاتلاری تورکیەده HDP-نین فعالییتینی اؤرنک آلا بیلر

ماحمودعلی چؤهرەقانلی: تبریزدەکی گئدیشات نورمال دئییل

ستار سایین قالا: او دؤنم چوخ اؤزل بیر دؤنم ایدی

اکبر ابولزاده: تراختور قهرمان اولسایدی، ایراندا یاشایان تورکلر اؤزونە-اینام قازاناردی

آل بو سنه قير ميزى اسماعیل جمیلی

ایرانلی آیدینلارین ائتنیک حاقلارینا یؤنه‌لیک یاخلاشیمی ده‌ییشمکده‌دیر می؟ یوردنئت'ین توغرول آتابای ایله سؤیله‌شیسی

محمد رضا لوایی: گونئیلیلر اوچون مای حادیثەلری بیر باشلانغیج نؤقطەسیدیر

مهسا مئهدیلی: اؤیرنجی قادینلار مای قییامیندا بؤیوک رول اوینادیلار

یاشاسین یاشاسین قهرمان تبریز اسماعیل جمیلی

ائلچین حاتمی: اقتصادی وضعییت خوصوصیله قئیری-فارس بؤلگەلرده چوخ آغیردیر

İranlı aydınların etnik haqlarına yönəlik yaxlaşımı dəyişir mi? (Toğrul Atabay ilə söyləşi)

علیرضا اردبیلی: ایرانداکی ایرقچیلیک عربلر و تورکلری بیر-بیرینه یاخینلاشدیریب

یاشار اسدی ایراندا میتینق کئچیرن اون مینلرله موعلیمین طلبلری حاقدا دانیشیر

یاشار حیدری آوروپادا یاشایان گونئیلی موهاجیرلرین دوروموندان دانیشیر

دومان رادمئهر: ایراندا آنتی-عرب احوال-روحییەسی حؤکومتین بؤلگەده یوروتدویو سییاسته خیدمت ائدیر

اوغوز تورک ایران-قرب راضیلاشماسی، سانکسییالار و اونلارین قئیری-فارس آزلیقلارا تاثیری حاقدا دانیشیر

حمید منافی: علیرضا فرشی ائوین زیندانیندادیر، وکیلی ایله گؤروشه بیلمیر

محمد احمدیزاده: صفویلر دؤنەمی موسیقی تاریخیمیزین قیریلما نؤقطەسیدیر

نه‌کی‌وارین هر گونو بایرام اولسون! وکتور جئری

31-03-2015 ایران-ایسوئچ اویونوندان بیر راپورت

محمد رضا هیئت: تورکجەنی یوخ ائتمەیه چالیشان سیستئم تورک دیل قورومو آچدیرماز

اوختای آلپ تورک: نه ”پئرشین” نه ده ”ایرانیان” - بو آدلار بیزی تمثیل ائتمیر

یونس شاملی سلماس دا هئیکل اولایی و گونئیین شهر شورالاری حاقدا دانیشیر